السيد علي الحسيني الميلاني

335

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

چنان كه اشاره شد ، اين امور ، به آسانى به دست نمىآيد ، وقتى اهل فنّى بخواهد يك فرع فقهى را از كتاب و سنّت از لا به لاى روايات مختلف ، با اختلاف كلمات فقها ، ادّعاهاى اجماع و امثال ذلك استنباط كند با همه ادوات و ابزار كارى كه در اختيار دارد چقدر زحمت دارد ؟ ! پس اين افرادى كه فرضاً باتقوا هستند و تشكيك مىكنند نتوانستند به اين امور برسند تا معتقد شوند ، از اين رو : اولًا مقتضاى تقوا اين است كه به قدر وسع ، طاقت و سعه نظر و استعدادشان كار كنند تا معتقداتشان تصحيح بشود و از خود ائمّه عليهم السلام نيز كمك بگيرند . ثانياً اگر تلاش كردند و به نتيجه نرسيدند به حوزهء علميه مراجعه كنند كه در هر رشته‌اى متخصصينى وجود دارند و با آنان مطرح كنند و پاسخ بگيرند و اين اقتضاى قاعده تقواست ، و گرنه خلاف آن خواهد بود . دست كم اين است كه انسان سكوت كند و در اين امور اظهار نظر نكند و به بهانه اين كه اين امور از ضروريات مذهب نيست پس ضرورت ندارد انسان فكر و تلاش كند ، اين قضايا را انكار نكند ؛ بلكه مقتضاى تقوا براى غير متخصّص ، سكوت است . البته نبايد از يك نكته ديگر غافل باشيم كه اين مطالب را نبايد در محيط و يا جوّى مطرح كنيم كه در آن جا كسانى زندگى مىكنند كه اساساً به امامت اهل بيت عليهم السلام اعتقاد ندارند و پيروان ديگران هستند . طرح اين مطالب در چنان جوّى شايد با ادلّه تقيّه سازگار نباشد . هم‌چنان كه انكار اين امور در چنان جوّى به نفع دشمنان تمام مىشود . ولى ما معتقديم كه حتى اين قبيل مطالب اعتقادى دقيق اگر با دو شرط مطرح بشود هيچ مشكلى پيش نمىآيد : شرط اول : با متانت و ادب و با رعايت موازين اخلاقى گفته شود .